طرزی افشار
طرزی افشار

طرزی افشار

طرزی افشار

شاعر برجسته ارومیه

طرزی افشار از شاعران به نام ارومیه در سده ی یازدهم هجری قمری بود که در عهد شاه عباس دوم میزیسته است. شهرت ایشان در ساختن واژه ها و مصدرهای جعلی بود. طرزی افشار از ایل افشار بود و در روستای طرزیلو (شهرک وحدت کنونی) متولد شد ولی از محل و سال مرگ ایشان اطلاعی در دست نیست. طرزی افشار دارای دیوانی به نام “دیوان افشار” است که در سال ۱۳۰۷ به همت محمد تمدن به چاپ رسید. این کتاب در سال ۱۳۳۸ دوباره چاپ گردید. طرزی مبتکر طرزی نوین در سخن‌سرایی بود. ایشان سالها بعد از تولد به شهر اصفهان سفر کردند،

ایشان مدتها در اصفهان ماند و در آنجا زندگی همراه با فقر و تندگ دستی داشت. شعر زیر در وصف اصفهان سروده شده

از بلده قزوین به صفاهان سفریدم/ بی خرجی و بی اسب خرامان سفریدم

یاران سفریدند به جمعیت و من هم/یک قافله با حال پریشان سفریدم

طرزی افشار بعد از چندین سال زندگی در اصفهان به دربار شاه صفی رفتند و از آنجا به مجلس شاه عباس دوم راه یافت. ایشان بسیار مورد عنایت و لطف شاه عباس دوم قرار داشتند

شعری دیگر از طرزی افشار:

مبادا که از ما ملولیده باشی/ حدیث حسودان قبولیده باشی

چو درس محبت نخواندی چه سود ار/ فروعیده باشی اصولیده باشی

برو طرزیا زلف خوبان به چنگت/ زمانی بیفتد که پولیده باشی

طرزی افشار به سفر علاقه‌ زیادی داشت، سفرهایی به مغان و اردبیل و شروان و شماخی و گنجه و مازندران داشتند و هنگامی که خسته و ملول می‌گشت، برای گشایش دل راهی دیار خود ارومیه و تبریز میشدند.

دلم گرفت ز جاها چرا نتبریزم               گشادِ دل بُوَد آن‌جا چرا نتبریزم

علی‌الخصوص یخیدم ز اردبیلیدن         برای جَذوه موسی چرا نتبریزم

طرزی افشار همچنین به شهرهای قم ، شیراز و همچنین نجف عراق نیز سفر کرده است.

و به کعبه نیز سفر داشته و در وصف آن چنین سروده است:

به عزمِ کعبهٔ مقصود بر راه                   نهادم رخ توکّلتُ علی‌اللّه

ز شوقِ کعبه دست و پا گُمیدم                 هدایت یافتم الحمدللّه

کنون میبصره‌ام افتان و خیزان            کَاَنَّ الکاه از بادِ سحرگاه

شعری دیگر از طرزی افشار:

ز من یوسفا چون بعیدیده‌ای                    چو یعقوب چشمم سفیدیده‌ای

دریدیده‌ای تیغ غمزه‌زدن             مرا از تغافل شهیدیده‌ای

ز نخل وصالت نمیویده‌ام                        مرنج، ای صنوبر، که بیدیده‌ای

فغانیده‌ام چون نهانیده‌ای             ز خود رفته‌ام چون پدیدیده‌ای

چو دوری ز شکرلبان زاهدا                   از آن چون مگس‌ها قدیدیده‌ای

به قصد قلوب اسیران عشق                    خناجیر مژگان حدیدیده‌ای

تو را طرزیا صدهزار آفرین              که طرز غریبی جدیدیده‌ای

نمونه شعر طرزی افشار – Tarzi Afshar, طرزی افشار, شاعران ارومیه, نمونه شعر طرزی افشار, زندگی نامه طرزی افشار, مقبره طرزی افشار, کتاب دیوان طرزی افشار – محل تولد طرزیلو ارومیه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *